سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

داستان کوتاه »زنی می رفت …

Posted on: Травень 7, 2008


زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت

About these ads

Напишіть відгук

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

WordPress.com Logo

Ви коментуєте використовуючи ваш WordPress.com аккаунт. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте використовуючи ваш Twitter аккаунт. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте використовуючи ваш Facebook аккаунт. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте використовуючи ваш Google+ аккаунт. Log Out / Змінити )

Connecting to %s

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 26 other followers

%d блогерам подобається це: