سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

اخبار سیاسی 2006-05-27 11:48:18

Posted on: Травень 27, 2006

 

روی بشكه باروت

در خواب و خيال سركوب

 

 

karikator tohin amiz

 

انتشار کاریکاتور یک سوسک که به الفبای لاتین گفته: “نمه نه” (چی گفتی؟)، در روزنامه ایران، به واکنشی ختم شده، که شاید در شرایط دیگری چنین نمی شد. متن مطلب و اساسا خود کاریکاتوری که به آن اعتراض شده را ما چندین بار خواندیم و خود شما هم بارها بخوانید. احتمالا شما هم به همان نتیجه ای خواهید رسید که ما رسیده ایم، یعنی نویسنده بخت برگشته روزنامه ایران، خواسته به زبان کلیله و دمنه در باره مذاکره با امریکا و نامه احمدی نژاد و یا چیزهائی در همین ارتباط ها بنویسد، اما سانسوری که به مطبوعات تحمیل شده، زبانی را درمطبوعات رایج کرده که از این دسته گل ها زیاد در آن به آب داده خواهد شد.

اما، این هنوز اصل ماجرا نیست.اصل ماجرا اینست که مردم دلشان از حاکمیت خون است و هر جرقه ای، در هر نقطه ایران می تواند به حریق تبدیل می شود. حتی به بهانه یک کلمه آذری و آن هم به الفباي لاتین. همه فهمیده اند، اما حاکمیت یکدست هنوز نفهمیده که ایران به بشکه باروت تبدیل شده است و می رود تا بر سر اولین پیچ و یا با اولین تند باد طعمه جنگ خانگی شود.

هر تعبیر دیگری که مقامات، دولتی ها و روحانیون از تظاهرات تبریز بکنند، خود را فریب داده اند. آنها که نماینده از آذربایجان به مجلس بردند و به مردم دهن کجی کردند، آنها که شبیخون به دانشگاه تبریز زدند و در دولت کنونی هر گونه حرکت دانشجوئی را در این دانشگاه سرکوب می کنند و ستیز با فرهنگ مردم برنامه شان است، استاندار نظامی منصوب کرده اند و با ضرب سانسور و فیلترینگ می خواهند امنیت و اقتدار حکومتی برقرار کنند و تصور کرده اند “اتم” امنیت نظام را تامین می کند، راهبندان قلعه بابک از افتخار نظامی- امنیتی شان است، آنها می توانند هر چه دلشان خواست در باره حوادث تبریز بگویند، اما همانگونه که پس پریروز تظاهرات و انفجار در مهاباد و کرمانشاه بود، پریروز اهواز و کچساران، دیروز زاهدان بود و امروز تبریز، فردا می تواند این حریق از هر نقطه دیگری زبانه بکشد .

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

                           هويت ملی اينگونه به تاراج رفت 
 
آذری زبانها درتبريز و اردبيل به اعتراض برخاسته اند. دانشجويان آذری زبان نيز در چند دانشگاه دست به اقدامات اعتراضی زده اند. بهانه اين اعتراض كاريكاتوری در روزنامه ايران جمعه بوده است.اينكه آنچه در آن كاريكاتور آمده است به چه منظوری آمده است خود داستان ديگری است كه به نظر نمی رسد طنز نويس روزنامه ايران نگاهی به داخل داشته، بلكه نگاهی داشته است به رفتار امريكايی ها درپاسخ به نامه آقای احمدی نژاد .
اما چرايی اعتراض های انجام شده نمی تواند كم اهميت دانسته شود. هويت ملی ايرانی در سالهای پس از انقلاب مورد بی مهری قرار گرفته است و به دليل درك نادرست به باورهای نادرست دامن زده شده است.اين امر از آسيب های جدی وارده شده به پيكره فرهنگ اين مرز وبوم است.
هويت ايرانی همواره، حتی در زمانی كه دولت مركزی مقتدری در كشور نبوده است بزرگترين مانع دربرابر فروپاشی و يا تسلط بيگانگان بر كشور بوده است. اين قدرت از ديد تاريخ نگاران و پژوهشگران غربی هم به دور نمانده است و دروقايع نگاری ها به آن پرداخته شده است. هويت ملی ايرانی سبب شده است كه قوميت ها مسأله ای برای ايران نباشد.
همه اقوام ايرانی؛ وجه غالب خود را ايرانی بودن دانسته اند و به آن افتخار كرده اند. برخی غربی ها اين نكته را مورد توجه قرارد اده اند كه ناسيوناليسم قوی ايرانی؛ برای بروز ناسيوناليسم های محلی و منطقه ای راهی باز نگذاشته است. وهيچ يك از كشورهای پيرامون ايران از اين مزيت برخودار نبوده اند. اينكه بدون توجه همه بنيادهای و بنيان ها را ويران سازيم و نتوانيم بنايی تازه برپا سازيم بروزی اين چنينی پيدا خواهد كرد.
هجمه فراوان به هويت ايرانی در سالهای نخستين پيروزی انقلاب چنان گسترده شده كه آدمی در شگفت می ماند كه كدام ملت اين چنين به ويرانی همه گذشته خود می نشيند؟ برای پيوستگی مناطق و اقوام ايرانی سند فراوان است.از آتشكده آذرگشنسب در مياندوآب و آنچه در خوزستان برجای مانده است از بنا و پل در شوش و شوشتر و دزفول، و ارگ بم و شهر سوخته زابل و هگمتانه درهمدان وتخت جمشيد درفارس. از شكل گيری حكومت مادها دركردستان تا پيدايش آيين زرتشت دركناره دريای اروميه. و حتی ايستادگی بابك سردار ايرانی در قلعه بابك دركليبر.
آذرآبادگان مهد ايران است و مبنای هويت ايرانی. چرا ما به تخريب اين همه نشسته ايم؟ چسب ملی و مبنای همبستگی ما ايرانيان از ميان شعارها نمی گذرد. ما از اين رهگذر نا خواسته برپيكره كشور آسيب بسيار وارد كرده ايم . ونتوانسته ايم چيزی را جايگزين آنچه از دست می دهيم نماييم. ولی هنوز می توان با بازگشتی شجاعانه از دامنه ويرانی ها كاست.فرهنگ ايران فرهنگ پربار و تمدن ساز است. بايد قدر اين فرهنگ را بدانيم و دريابيم كه اين فرهنگ جايگزين و بديلی ندارد.
دامن زدن به مسأله قوميت ها درپی ويرانی هويت ايرانی شكل می گيرد. و اين همان دامی است كه بيگانگان دربرابر كشور ما گسترده اند. دامی كه نخ و طنابش را خود فراهم ساخته ايم .
نكته ديگری هم شايسته يادآوری است و آن اينكه وقتی از مقوله ای مثل كاريكاتور بهره برداری های گسترده شود و به آن دامن زده شود.اين فرصت را برای بهره برداری برخلاف نظر بانيان اين روش هم فراهم خواهد ساخت. ماجرای كار يكاتورهای روزنامه دانماركی ورفتارهای نادرست وخشن دربرابر برخی سفارتخانه ها را از ياد نبرده ايم .
آن زمان سخن دلسوزان به هيچ گرفته شد و ميدان برای تندروی ها باز گذاشته شد و آنقدر پيش رفتند كه آش شورشورشد. آن بازی راهی دربرابر ديگران نيزقرار داد كه بازی با كاريكاتوری بازی جذاب وپر طرفداری خواهد شد.حالا هم گوشه ای است ازآنچه به ما نشان داده می شود .شناخت درست پديده ها وراه درست يافتن كم ترين انتظاری است كه بايد برآورده شود

 

 

 

Залишити відповідь

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

Лого WordPress.com

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис WordPress.com. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Twitter. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Facebook. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Google+. Log Out / Змінити )

З’єднання з %s

%d блогерам подобається це: