سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

تن تن در خرم آباد

Posted on: Березень 10, 2006

تن تن در خرم آباد

 

 
           ابراهیم نبوی
    
        e.nabavi@roozonline.com
 

۱۸ اسفند ۱۳۸۴

<!–

خلاصه:
بالاخره الفنون کارش را کرد. به نظر من همه چیز به طبیعی ترین شکل خودش اتفاق افتاده است. اجلاس شورای حکام پرونده ایران را به شورای امنیت فرستاد. جلسه شورای امنیت برای بررسی پرونده ایران روز سه شنبه آینده تشکیل می شود. اروپا نیز از ارسال پرونده ایران به شورای امنیت حمایت کرد.

–>

 

بالاخره الفنون کارش را کرد. به نظر من همه چیز به طبیعی ترین شکل خودش اتفاق افتاده است. اجلاس شورای حکام پرونده ایران را به شورای امنیت فرستاد. جلسه شورای امنیت برای بررسی پرونده ایران روز سه شنبه آینده تشکیل می شود. اروپا نیز از ارسال پرونده ایران به شورای امنیت حمایت کرد. این بود خلاصه اهم اخبار. از یک طرف وحشت زده ام و از طرف دیگر نمی دانم چه بگویم. باید از اینکه کشور دارد به طرف نابودی مطلق می رود خوشحال باشیم؟ یا باید ناراحت باشیم از اینکه وضعیتی پیش آمده است که معلوم بود پیش می آید؟ آیا باید خوشحال باشیم که آمریکا بالاخره حکومت قلدر ایران را نابود می کند و در کنار این حکومت قلدر بخش وسیعی از آدمهای بی گناه و بخش وسیعی از سرمایه ملی کشور نابود می شود؟ یا باید غمگین باشیم که چرا آمریکا و اروپا و بقیه جهان رودرروی ما ایستادند و حالا قصد جنگ با ما را دارند؟ آیا این نتیجه عمل خودمان نیست؟
از نظر من، ایران وارد جنگ شده است.

رولت روسی یا دودره سالاری
آقا! این روسیه هم بعد از آن همه بازی بازی و قراردادهای اقتصادی، ایران را دودره کرد و رفت. دیپلماتهای جمهوری اسلامی هم مثل روستائیانی که تمام پول شان را داده اند دست بدنام ترین آدم شهر که برای شان 600 تا سانتریفیوژ بخرد و طرف پول را گرفته و رفته توی ساختمان اجلاس شورای حکام در وین که با 600 تا ساتریفیوژ برگردد و حالا نه تنها از در پشتی خارج شده، بلکه تمام مدت هم بغل دست این زنیکه رایس پاچه ورمالیده نشسته و با هم پچ پچ می کردند. حالا برادر روستائی مانده است با یک کت و شلوار گشاد(کاپشنش را هم از ارادان نیاورده است) وسط خیابان و حتی پول برگشتن به ده را هم ندارد. طلائی نیک عضو کمیسیون امنیت و سیاست خارجی و سایر چیزهای مهم گفت: «موضع اخیر وزیر خارجه روسیه کارشکنی از سوی این کشور است.» طلائی نیک انگار که در مورد کارپرداز واحد خدمات مجلس حرف می زد، گفت: « ایران نباید از واسطه های غیرمطمئن استفاده کند.» آگاهان توضیح دادند که در شهرهای بزرگ، آدم وقتی بخواهد از آن کارهای بدبد بکند، همه اش سروکارش با واسطه های غیرمطمئن است. همچنین محسن کوهکن، عضو کمیسیون اعصاب و روان مجلس گفت: «باید در روابط با روسیه تجدید نظر کنیم.» وی که بشدت از اینکه لاوروف پهلوی رایس نشسته بود غیرتی شده بود، اعلام کرد که از این به بعد چینی ها و روس ها و هندی هایی که ما می خواهیم با آنها رابطه داشته باشیم باید مواظب باشند که پهلوی کی می نشینند. همچنین ناصر نصیری نماینده دشت مغان خبر غیرمنتظره ای را اعلام کرده و گفت: «احمدی نژاد اشتباها در سفر مالزی سخنان محرمانه بین حدادعادل و فیدل کاسترو را مطرح کرد.» ظاهرا فیدل کاسترو به حداد عادل یواشکی گفته بود که «روسیه قابل اعتماد نیست و بهتر است ایران طرح روسیه را نپذیرد.» فیدل کاسترو تاکید کرده بود که این حرف من را به کسی جز رئیس جمهورتان نگوئید. حداد عادل هم حرفش را گوش کرده بود و موضوع را فقط به رئیس جمهور گفته بود. محمود «چیزخبرچین» هم نه گذاشته بود و نه برداشته بود، در یک دیدار رسمی حرف های محرمانه کاسترو را گفته بود و سر پیری فیدل کاسترو را زیرپای پوتین با آبروی پریده و کفش دریده ول کرده بود.

بی خیال دموکراسی
این بیماری «علی بی خیال» مثل آنفلوآنزای مرغی واگیر دارد. همزمان با اعلام ارسال پرونده ایران به شورای امنیت جواد وعیدی( البته اسم کوچک دیپلمات های ایرانی را لازم نیست بنویسیم، اکثرا جوادند) گفت: «چون هیچ قطعنامه ای تدوین نشده بنابراین اجماعی درباره اقدام علیه ایران وجود ندارد.» همچنین خبرنگاران بین المللی اعلام کردند که «علی اصغر سلطانیه» در تمام مدتی که پرونده ایران برای ارجاع به شورای امنیت می رفت بانشاط و خندان بود. آگاهان گزارش کردند که علی اصغر سلطانیه قبلا یک بار در یک هواپیمای در حال سقوط داشت روزنامه می خواند، یک مامور سراغش آمد و گفت: اصغر آقا! هواپیما داره سقوط می کنه، گفت: خب سقوط کنه، مال بابام که نیست، به من چه که سقوط می کنه. آگاهان توضیح دادند که در تمام مدت سقوط هواپیما علی اصغر می خندید و می گفت: نه، جان من سقوط می کنه؟ نه؟ راست می گی؟ وای مردم از خنده!

«نم» کشیده های جهان متحد شوید!
به دنبال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، آصفی سخنگوی وزارت امورخارجه اعلام کرد که ما از این به بعد دیگر نه با اروپا مذاکره می کنیم و نه با روسیه، فقط با کشورهای جنبش غیرمتعهدها مذاکره می کنیم. آصفی توضیح داد: «ما با جنبش غیرمتعهدها مذاکره می کنیم، چون همراه جمهوری اسلامی هستند.» ظاهرا یکی باید برای وزارت خارجه ایران توضیح دهد که مذاکره برای اینکه وزارت امور خارجه سرگرم شود و اوقات فراغتش را بگذراند، نیست، بلکه قرار است در مورد چیزی گفتگو کنند که ایران با آن مخالف است و اساسا برای همین مذاکره می کنند. آصفی توضیح داد: «مذاکره با آمریکا در برنامه ما نیست.» همچنین آصفی در پاسخ به این سووال که آیا انرژی هسته ای خواسته عموم مردم است؟ گفت: «در نظر سنجی های ما 80 یا 90 درصد مردم این فعالیت ها را می خواهند.» آگاهان به آقای آصفی توصیه کردند که در این جور موارد حداقل یک رقم مشخص می گویند که مردم بتوانند آنرا قبول کنند. مثلا اعلام می کنند که 87.3 درصد از مردم موافقند و 12.7 درصد مخالفند. نه اینکه یک کاره بگویند 90 درصد موافقند، لااقل بگو 88.9 درصد. آصفی برای توضیح دقیق اینکه 80 یا 90 درصد مردم( دقیقا 80 یا 90 درصد مردم) طرفدار گرفتن حق هسته ای خود هستند، گفت: «مگر کسی می تواند از حقوق خود بگذرد؟» آگاهان توضیح دادند: بله، می شود، مثلا مردم ایران در انتخابات از حقوق خودشان می گذرند و هیچ مشکلی هم بوجود نمی آید.

تن تن در خرم آباد
آخرین شیرینکاری رئیس جمهور در ابعاد وسیع در معرض افکار عمومی قرار گرفت. احمدی نژاد که به لرستان سفر کرده و در خرم آباد با لهجه لری با مردم حرف زده بود تا بتواند حرف دلش را به آنها بگوید، با یک دلیل قاطع به جهانیان نشان داد که باید به ایران اجازه فعالیت هسته ای بدهند. وی گفت: «همه جهان باید به این تصمیم تن داده و خضوع کنند. چون ملت ایران این تصمیم را گرفته است.» در پی اعلام این نکته کوفی عنان و محمدالبرادعی و جرج بوش و بقیه محکم زدند توی سرشان و با خودشان گفتند: وای! ما چرا حواسمون نبود، حالا چی کار کنیم؟

هم روسری، هم توسری
تجمع 150 نفر از زنان( بنا به گفته خانم عباسقلی زاده) توسط 300 نفر از نیروهای انتظامی و تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی سرکوب شد. نیروهای انتظامی که در سالهای قبل( که نوع مردانه و زنانه اش زیاد با هم فرق نداشت و لازم هم نبود که برای تشخیص آن آدم حتما جایزه صلح نوبل گرفته باشد) معمولا اول اخطار می کردند، بعد تذکر می دادند، بعد حرف می زدند، بعد اتمام حجت می کردند، بعد یکی دو نفر را دستگیر می کردند و بعد مردم را متفرق می کردند. امسال بدون هیچ مقدمه ای به زنان حاضر در صحنه حمله کرده و هرکسی را که وجود داشت دستگیر کرده و کتک زدند تا به روز جهانی زنان یک مفهوم جهانی نوین بدهند. در این مراسم سیمین بهبهانی شدیدا مضروب شد و 15 تا 20 نفر توسط لباس شخصی ها بازداشت شدند. در همین راستا سردار قدرت الله محمودی( که فقط همین اسمش به تنهایی باعث زخمی شدن صدها نفر می شود) گفت: ما برای اینکه تجمع رنگ و بوی سیاسی نگیرد آن را متفرق کردیم. اما رئیس مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی نیز ضمن تکذیب هرگونه تجمعی گفت: «تجمعی نبود، صرفا گروهی مزاحم مردم شده بودند که ما آنها را متفرق کردیم.» همزمان با همین اتفاق شیرین عبادی از طریق پیامی که از تورینو فرستاد، از حکومت ایران خواست تا به جامعه بین المللی نشان دهد که اهداف صلح آمیز را دنبال می کند. نیروی انتظامی نیز کاملا نشان داد که نه تنها در مورد استفاده از انرژی هسته ای بلکه در استفاده از انرژی لباس شخصی ها هم استفاده صلح آمیز می کند. شیرین عبادی در یک اظهار نظر شجاعانه اعلام کرد: همه کشورها حق استفاده از انرژی هسته ای دارند. وی همچنین گفت: هیچ کشوری از جمله ایران، اسرائیل و آمریکا نیازی به بمب اتم ندارد. آگاهان تلاش زیادی کردند تا معنی جملات خانم عبادی را متوجه شوند، ولی چون زیاد فرقی نمی کرد متوجه نشدند.

همه ماشین های رئیس جمهور
معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران اعلام کرد عبور خودروها و موتورسیکلت های اسکورت مسوولان در خیابانهای شهر یکی از عوامل مهم اختلال در رفت و آمد خودروها و ایجاد نارضایتی شهروندان است. آگاهان تذکر دادند که منظور از مسوولان احتمالا مسوولان دولت های سابق هستند، چون اعضای کابینه احمدی نژاد هیچکدام از اسکورت استفاده نمی کنند.

پنجاه نفر را با هم گروگان گرفتند
دنیای باحالی شده است. اصولا همه چیز دارد جالب می شود. یک گروه خشونت طلب در عراق به مقر یک شرکت امنیتی حمله کرد و نه یک نفر، نه دو نفر، نه سه نفر، نه چهار نفر،…. بلکه پنجاه نفر از کارکنان این شرکت و رئیس شرکت امنیتی را گروگان گرفت. قرار است از این به بعد یک شرکت امنیتی تشکیل بشود که امنیت شرکتهای امنیتی که امنیت شرکتهای امنیتی دیگر را تامین می کنند، تامین کند. واقعا که این برادران ما از بیخ عربند، آخر آدم پنجاه نفر را یکجا گروگان می گیرد و می دزدد؟ لابد دویست نفر بودند که 50 نفر را گروگان گرفتند، وگرنه با چهار نفر که آدم نمی تواند پنجاه نفر را گروگان بگیرد.

صدایش اشکال داشت، ممنوع التصویر شد
دوباره اعلام شد که حسن عباسی( جوان دیپلمه بیکار و علاقمند به تجاوز) ممنوع التصویر شده است. من نمی دانم چرا این مادرمرده را ممنوع التصویر می کنند؟ این جوان دیپلمه بیکار که تصویرش اشکال ندارد، صدایش اشکال دارد. آگاهان توضیح دادند که اگر بخاطر اشکالات تصویری بناباشد تصویر کسی را پخش نکنند که شش شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی باید روزانه 24 ساعت برفک پخش کند.

Advertisements

Залишити відповідь

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

Лого WordPress.com

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис WordPress.com. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Twitter. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Facebook. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Google+. Log Out / Змінити )

З’єднання з %s