سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

شش سالگی مبارک!

Posted on: Січень 1, 1970

خواب بودم،

در یک  شب اردیبهشتی،

که فرشته ی مهربان،

برایم شعر خواند،

از تنهاییش،

و شروع کردم به نوشتن واژه ها

نمیدانم تا آن روز در کجایی ذهنم دفن شده بودند

و "من و تنهایی" را برایم به ارمغان آورد…

 

شش ساله که تو "من و تنهایی" می نویسم از بلاگ اسپات شروع کردم، اون وقتها تعداد وبلاگ نویسها خیلی کم بود، و کم کم رواج پیدا کرد، از خیلی از دوستای که اونموقع می نوشتند خبری که ندارم هیچ، رد پایی هم پیدا نکردم که لینکش رو بذارم برای تشکر و قددرانی…

اما از همه دوستای که این روزها و روزهای قبل و روزهای بعد مرا همراهی کرده اند، خوانده اند، نظر داده اند، انتقاد کرده اند، سپاس گذارم که تک تکشان برایم بهترین بوده اند…

پ ن 1: میدانی من یک سری چیزهای که اینجا می نویسم فقط برای این هست که بعد که میخوانم یاد سری چیزها بیافتم، اینجا محلی است برای جمع آوری خاطره هایم و آدمهای که می آیند با صدا و گاهی میروند بی صدا.

پ ن 2 : خداوند می گوید مرا این چنین آزمایش کنید که َآیا روزنهای آسمان را برای شما نگشوده ام و چنان برکتی بر شما نریخته ام که گنجایش آن نیست. (چهار اثر از فلورانس اسکاول شین)

Залишити відповідь

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

Лого WordPress.com

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис WordPress.com. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Twitter. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Facebook. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Google+. Log Out / Змінити )

З’єднання з %s

%d блогерам подобається це: