سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

مسائل خصوصی رابطه ها

Posted on: Січень 1, 1970

قبلا اینجا یه متن خیلی کوتاه و مختصری در مورد خصوصی بودن یه سری چیزها نوشتم، ولی خوب گویا خیلی تاثیر گذار نبوده، و این سرک کشیدن ها رو ادامه دارد، برام خیلی جالب وقتی که آدمهای که خودشون رو خیلی روشنفکر و امروزی میدونند این رفتارها ازشون سر میزنه! و جالبتر اینجاست که با این مطلب موافق هستند ولی من واقعا نمیدونم یک سری آدمها توی رابطه هاشون دنبال چی هستند؟

من بخاطر یه سری تحقیقاتی که دارم انجام میدم روی رفتار آدمها خیلی دقیق می شم این روزها، توی مدل حرف زدنشون، مدل برخوردشون، مدل مطرح کردن حتی عقایدشون.. و خوب نسبتاً توی رفتاری که آقایون با هم دارند دقت بیشتری می کنم، مخصوصا اونهای که رابطه ی خاصی ندارم و صرفاً یک دوستی ساده است.

مثلا با طرف یه رابطه خیلی معمولی داری، رسمی داری، یه دوستی ساده داری، بعدش به خودش اجازه میده از خصوصی ترین مسائلت سوال کنه، درسته من مطلب در مورد س.ک.س نوشتم، ولی من منظورم این بود که حالا هر کی از راه میرسه بیاد یا بهم پیشنهاد بده، یا به خودش اجازه بده که در این مورد سوال کنه، من فقط خواستم بگم که س.ک.س یه حق طبیعی برای زن، اونم باید توی رابطه لذت ببره، باید به خواسته اش احترام گذاشت بشه، قصد من فقط این بود که بگم نباید منکر این شد که زنها بخاطر زن بودنشون باید محروم بشن از لذت این امر طبیعی و غریزی و توی وجود همه هست.. همین!

من فکر می کنم با اصول اولیه ایجاد و برخورد توی رابطه هامون رو بلدن نیستم و این بلد نبودن اصول ارتباط، باعث میشه که رابطه هامون تداوم نداشته باشد، و نمی تونیم برای رابطه هامون حد و مرزی رو مشخص کنیم، چطوری باید به طرفمون بفهمونیم که این رابطه صرفا یک رابطه کاری، دوستانه، ساده است، عاشقانه است این رابطه ها با هم فرق داره، بی شک نوع رفتارها و برخوردها هم فرق داره، ولی توی هر رابطه که باشیم یک سری چیزها همیشه خصوصی هست، و خصوصی میمونه، این ما هستیم که باید طوری برخورد کنیم که آدمهای که با ما تماس دارند حد و مرز خودشان را بدانند…

این بحث خیلی جایی حرف دارد، دلم میخواد دوستای که در مورد این مسئله اطلاعاتی دارند توی کامنت ها یا از طریق ایمیل بهم بگویند تا بتونم یه جمع بندی خوب و جامع بنویسم.

———————————————————————————–

پ ن 1 : چند روز پیش به یکی از دوستام که رابطه خیلی معمولی داشتم چت می کردم، ایشون بهم گفتند ازت یه سوال بپرسم ناراحت نمی شی، گفتم بپرس قول نمیدم جواب بدم، خلاصه سوالشون این بود "آخرین باری که س.ک.س داشتی کی بوده؟ من یک برق سه فاز ازم گرفته شد، و بحث مون بالا کشید، ایشون بمن گفتند من به شما احساس نزدیکی کردم که این سوال رو پرسیدیم، میخواستم مقدمه ای بحثی باشه، به ایشون گفتم شما با مادر و خواهرتون هم احساس نزدیکی می کنید خیلی حس نزدیکتر از من، پس ازشون سوال میکند که آخرین باری که س.ک.س داشتی کی بوده؟ خلاصه بحثمان ادامه داشت و آخرش هم نفهمیدم منظورش چی بود از این سوال و مهم نیست، چونکه بنظرم سوالشون آنقدر خصوصی بود که اصلا نباید مطرح میشد ولی ایشون نظر دیگه ی داشتند. جالبتر اینکه من هیچوقت برخورد خاصی نداشتم که ایشون اینهمه احساس نزدیکی بمن کردند. این نوشتم که شما که می خونید بدانید که من اگه گیر دادم روی اصول رابطه ها و ارتباطات و مسائل خصوصی دلیل دارد.

پ ن 2 : ما به تنهایی از عهده هیچ کاری بر نمی آییم/ اما ذهن ما با یکدیگر ترکیب شده منجر به چیزی می شود/ که قدرت آن بسیار فراتر از/ قدرت اجزای آن است/ عالم را به تنهایی نتوان فهم نمود/ و تو که خود عالمی باشی/ خود را به  تنهایی نتوانی شناخت. (کتاب راه معجزه )

 

Залишити відповідь

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

Лого WordPress.com

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис WordPress.com. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Twitter. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Facebook. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Google+. Log Out / Змінити )

З’єднання з %s

%d блогерам подобається це: