سلام من مرضیه هستم، چند بار کون دادم واقعا سخت بود دوست دارم از جلو یکی کوسم رو جز بده کس بدم الانم اینجا هستم براتون چند تا داستان سکسی بزارم حال کنیم

من دستهایش را گرفتم و مدتی طولانی،

خیلی طولانی تر از زمانی که اصحاب کهف در غار بودند،

همدیگر را نگاه کردیم،

شاید قرنها طول کشید،

وقتی که سکوت شکسته شد،

من خودم را میان دشتی پر از گل دیدم،

که می گفتند بهشت است!

و او در میان فرشتگان رقص و پایکوبی می کرد!

و یادش نبود کسی اینجا در میان اینهمه گل منتظرش مانده.

 —————————————————-

پ ن 1 : عکس نمایشگاه کتاب 1387 و نوشته برای خودم.

پ ن 2 :  او مرا انتخاب کرده بود و من هم او را. پل های میان خود و بقیه ی دنیا را خراب کرده بودم و در گناه تنهایی دو نفره با او شریک شده بودم. در کلاس کنار یک دیگر می نشستیم، اغلب به هم دیگر نگاه می کردیم تا مطمئن شویم که هر دومان وجود داریم."تو، فقط تو، در کنار منی، همه جا و همیشه، در من، و بعد، در عمیق من، فقط تو و نه دیگری." کتاب میرا / کریستوفر فرانک.

Advertisements

Залишити відповідь

Заповніть поля нижче або авторизуйтесь клікнувши по іконці

Лого WordPress.com

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис WordPress.com. Log Out / Змінити )

Twitter picture

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Twitter. Log Out / Змінити )

Facebook photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Facebook. Log Out / Змінити )

Google+ photo

Ви коментуєте, використовуючи свій обліковий запис Google+. Log Out / Змінити )

З’єднання з %s

%d блогерам подобається це: